تبليغاتX
وبلاگ اختصاصی دانشجویان کشاورزی
وبلاگ اختصاصی دانشجویان کشاورزی

محیط زیست و امنیت جهانی

قرن بیستم و خصوصا" نیمه دوم آن قرنی سرشار از تحولات سریع و بی سابقه در محیط زیست جهان بود. اثرگذاری انسان بر طبیعت اطرافش به جایی رسیده که دارای ماهیت و اهمیت جهانی شده و متاسفانه این تاثیرات از سرعت سرسام آوری نیز برخوردار گردیده است.
دیگر تقریبا" هیچ زیستگاه یا اکوسیستم طبیعی در سطح زمین وجود ندارد که لااقل اندکی دستخوش تغییر نگردیده باشد.اما تحولات زیست محیطی زاییده فعالیتهای بشری، اگرچه از دیر باز آغاز گردیده است اما هیچگاه باندازه چند سال گذشته مورد توجه نبوده و قبلا" به هیچ عنوان نگرانیهای مجامع بشری در این رابطه این قدر با بدبینی عجین نشده بود.
با توجه به قدرت تفکر و تعقل انسان،چنین انتظار میرفت که بشر هر روز بیش از گذشته به قدرتی تبدیل شود که بتواند معیارهای ارزشمند محیط زیست را حفاظت و بهبود بخشد اما بالعکس به نظر می رسد که انسان بطور روزافزون به نیرویی مقتدر تبدیل میشود که مایه ایجاد آشفتگی در بستر حیات خود و قطع ریشه های هستی اش میگردد.
این برداشت غیرقابل انکار به جایی رسیده که این فرض که زمین در حال بهبود است بیش از پیش نیازمند دفاع و توجیه است، در حالی که این فرض که کره زمین بطور خطرناکی در حال از بین رفتن است ، به هیچ یک از این دو رفتار نیازیندارد!
در هر حال امروزه اغلب مسایل و مشکلات و تنگناهای زیست محیطی دیگر بعنوان یک موضوع محلی و یا حتی ملی بشمار نمی آیند و با توجه به وابستگی متقابل و غیر قابل تفکیک محیط زیست با مباحث کلان انسانی از جمله اقتصاد ، فرهنگ ، توسعه ، سیاست و بویژه نوع خاص آن یعنی ژئوپلتیک ، اخلاق ، فلسفه وعرفان و بسیاری دیگر از جنبه های مادی و معنوی حیات انسانها ،در واقع هر مشکل زیست محیطی در هر اندازه وحتی محدود در داخل مرزهای قراردادی یک کشور مشکلی برای کل جهان ونوع بشر بشمار می آید.
در این مقاله سعی شده تا با تأکید بر ارتباط محیط زیست با مسایل ژئوپلتیک و نیز اقتصاد و فقر،گوشه ای از اهمیت آن را بیان و نیز توجه هرچه بیشتر سیاستمداران،عقلا و تصمیم سازان اجتماعی و فرهنگی کشور را به این مسئله اساسی جهان امروز معطوف نماید.



ادامه مطلب


نوشته شده در تاريخ دوشنبه یازدهم آبان 1388 توسط اسفندیاری



استفاده از گیاهان دارویی در فضای سبز شهریدر کشور ایران اقلیمهای متفاوتی وجود دارد، بنابراین تنوع گیاهان دارویی آن نیز زیاد است. بکارگیری این گونه ها در فضای سبز تنوع گونه ها و اکوتیپ ها (از نظر رنگ، فرم، اندازه و سازگاری) را دو

 چندان می کند و ضریب اطمینان موفقیت طرح و انعطاف طراحی بیشتر می شود. وجود گیاهان دارویی در فضای سبز نشانه ای از توانایی اقلیمی و احوال فرهنگی منطقه است.

 

چکیده
در کشور ایران اقلیمهای متفاوتی وجود دارد، بنابراین تنوع گیاهان دارویی آن نیز زیاد است. بکارگیری این گونه ها در فضای سبز

تنوع گونه ها و اکوتیپ ها (از نظر رنگ، فرم، اندازه و سازگاری) را دو چندان می کند و ضریب اطمینان موفقیت طرح و

انعطاف طراحی بیشتر می شود. وجود گیاهان دارویی در فضای سبز نشانه ای از توانایی اقلیمی و احوال فرهنگی منطقه است.

 با توجه به اینکه برای رسیدن به استانداردهای بین المللی فضای سبز سرانه، به فضای سبزی با چند برابر سطح موجود نیازمندیم،

 سطح فضای سبز لازم چند برابر خواهد بود و با وارد کردن گیاهان دارویی در فهرست گیاهان مناسب برای فضای سبز

جامعه گیاهان دارویی گسترش قابل توجهی پیدا می کند. با کشت گیاهان دارویی در فضای سبز بخشی از هزینه های ریالی

قابل بازیافت است و با توجه به نزدیکی این مکانها به مراکز صنعتی و تجاری هزینه حمل و نقل نیز کاهش می یابد. کاشت

گیاهان دارویی در فضای سبز امکان آشنایی و افزایش آگاهیهای اجتماعی، نسبت به گیاهان دارویی را فراهم می کند.

اختصاص فضای سبز محیطهای آموزشی به کشت گیاهان دارویی، زمینه برای تحقیق در جنبه های مختلف گیاهان دارویی

را ممکن می سازد و سازگاری این گونه ها را معلوم می کند. یکی از راههای بسیار مؤثر در کنترل فرسایش خاک،

بر جای گذاشتن بقایای گیاهان دارویی قبل از آیش است. بنابراین گیاهان دارویی در ارائه خدمات بوم شناختی

نیز بسیار توانمند هستند. برخی گیاهان دارویی دارای حدود تحمل نسبتاً خوبی به شوری، خشکی، قلیایی بودن خاک،

 تشعشع شدید خورشید، شرایط ماندابی، هرس شدید و ...هستند.
واژگان کلیدی: فضای سبز، گیاهان دارویی، سازگاری



ادامه مطلب


نوشته شده در تاريخ جمعه هفدهم مهر 1388 توسط اسفندیاری



باغبانی

دانش و فن بررسی و پژوهش در میوه‌شناسی، سبزی‌شناسی، گل‌شناسی، فضای سبز پارک‌ها و بوستان‌ها و محیط زیست و همچنین استفاده از محصولات باغبانی در صنایع غذایی است.

باغبانی عبارت است از علم کاشت وپروش گیاهان زینتی ؛گیاهان دارویی ودرختان میوه و طراحی فضای سبز

فضای سبز یا همان landscap enginering شاخه‌ای از علوم باغبانی است که در کارشناسی ارشد باغبانی ارائه می‌گردد.

با پیشرفت شهر نشینی توجه به کاشت گیاهان زینتی در شهر ها هم به عنوان زیبایی ان وهم به عنوان پناهگاه انسان ها ضروری به نظر می‌رسد .

مهندسی فضای سبز با رشته طراحی در معماری همخوانی دارد و یک مهندس فضای سبز برای اجرای پروژه‌های خود حتما به یک مهندس طراحی هم احتیاج خواهد داشت .

در کشورهای پیشرفته جهان توجه به این علم روز به روز زیادتر می‌گردد چون این رشته برای زیبایی محیط انسان که عامل کاملا موثری در بقای وی است تاثیر گذار است

 

پرونده:Butchart gardens.JPG




نوشته شده در تاريخ چهارشنبه پانزدهم مهر 1388 توسط اسفندیاری



 




نوشته شده در تاريخ دوشنبه سیزدهم مهر 1388 توسط اسفندیاری



  از آنجايي كه در شرايط اقليمي كشور ما امكان استفاده مستقيم علوفه در مراتع و زمين هاي كشت علوفه ميسر نيست، برداشت و ذخيره سازي آن اجتناب ناپذير است. ولي به دليل حساسيت در نحوه برداشت و ذخيره سازي و همچنين شرايط انبار، متاسفانه درصد قابل توجهي از اين بخش به صورت ضايعات غير قابل مصرف و يا كم بازده، عملا از دسترس استفاده خارج مي شود. اين ضايعات شامل مراحل برداشت، مرحله پيش از جمع آوري، مرحله بسته بندي و جمع آوري و نهايتا مرحله ذخيره سازي است كه برخي از نكات اساسي موثر در اين مراحل به اختصار مورد بررسي قرار داده مي شود. 
    



ادامه مطلب


نوشته شده در تاريخ دوشنبه سیزدهم مهر 1388 توسط اسفندیاری



 
گرم شدن کرة زمين ؛
 
نگاهي به آمار و ارقام

تغييرات گستردة آب و هوايي کرة زمين که منشأ اصلي آن زياده خواهي کشورهاي صنعتي-و در رأس آنها آمريکا- و عدم پاي بندي آنها به قوانين بين المللي مي‌باشد، با سرعتي مهار ناشدني جهان را به سمت فاجعه‌اي جبران ناپذير سوق مي‌دهد. افزايش توليد گازهاي گلخانه‌اي توسط چند کشور صنعتي، وجود خودروهاي آلاينده و مصارف خانگي باعث تسريع گرم شدن زمين شده است. پديده‌اي که در صورت ادامه روند کنوني، تا چند دهة آينده چهرة زمين را دگرگون خواهد ساخت. ذوب يخچال‌هاي قطبي، بالا آمدن آب اقيانوس‌ها و به زير آب رفتن بخش وسيعي از خشکي‌هاي زمين، همگي به معناي نابودي حيات بشر بر روي اين کرة خاکي به دست خود او مي‌باشد.


 

سياست مداران دو حزب سياسي آمريکا، تابستان گذشته، پيش از تشکيل کميتة بررسي تغييرات آب و هوايي کرة زمين، به همراه هيئتي به نمايندگي از صنعت زغال سنگ و سوخت‌هاي فسيلي، طي گزارشي تصريح کردند، تمامي تجهيزات نيروگاه‌هاي برق که با سوخت فسيلي کار مي‌کنند، به فعاليت خود ادامه خواهند داد. همچنين براي مقابله با افزايش احتمالي نيروگاه‌هاي سوخت فسيلي چين در سال‌هاي آينده نيز راه کارهايي انديشيده شد.


 

در آخرين چشم انداز سالانة انرژي جهان ( AEO 2007) که وزارت اطلاعات انرژي آمريکا منتشر کرد، پيش بيني شده است که صرف نظر از افزايش تعداد نيروگاه‌هاي برق تا سال 2030 –از 3/2 % به 6/4 %-، نيروگاه‌هاي سوخت فسيلي آمريکا تا سال 2020 در حدود 49 تا 50 % کل نيروگاه‌هاي برق اين کشور را تشکيل مي‌دهند. در سال‌هاي 2020 تا 2030 نيز نيروگاه‌هاي سوخت فسيلي جديد، سهم اين نيروگاه‌ها را به 57 % کل نيروگاه‌هاي فعال در آمريکا افزايش مي‌دهد. همچنين پيش بيني شده است، انتشار گاز کربن از نيروگاه‌هاي سوخت فسيلي آمريکا در سال 2010،20 % کل گازهاي انتشار يافتة جهان را تشکيل دهد که نسبت به سال 2003 و آمار 22درصدي اين سال، اندکي کاهش خواهد داشت. از سوي ديگر، چين سرانة انتشار گاز از نيروگاه‌هاي سوخت فسيلي خود را افزايش خواهد داد و به همين جهت، اختلافات شکل گرفته بين سردمداران صنعت زغال سنگ اندکي کاهش يافت. اما نکته‌اي که در اين بين ناديده گرفته مي‌شود اين است که چين در همين مدت، تعداد نيروگاه‌هاي سوخت تجديد پذير خود را نيز به دو برابر افزايش خواهد داد.


 

آمارهاي سالانه نشان مي‌دهد، ايالات متحده با جمعيتي در حدود 5 % جمعيت جهان، در سال 2004 به ازاي هر نفر 5/5 تن گاز کربن ناشي از سوخت‌هاي فسيلي منتشر کرده، در حالي که چين با بيش از 20 % جمعيت جهان به ازاي هرنفر، کمتر از يک تن گاز کربن منتشر کرده است. انتشار سرانة گاز توسط آمريکا در سال 2004، از مجموع گازهاي منتشر شده توسط اروپا، چين و هند بيشتر مي‌باشد.


 

بهار گذشته و درکنفرانس انرژي سازمان ملل در بانکوک، ميزان کربن موجود در جو زمين 445 واحد در ميليون اعلام شد. آمار مطرح شده باعث ايجاد مجادله ميان کشورهاي صنعتي و آلاينده هاي عمدة هوا و در رأس آنها آمريکا و چين شد که اعلام کردند، يافتن راه حل اين مشکل و حل آن به يک قرن زمان نياز دارد. ديگر کشورهاي عضو سازمان ملل نيز به همراه دانشمندان خود به ارائة راه کارهاي ممکن پرداختند و اعلام کردند، سال 2015 آخرين فرصت براي حل مشکلات و معضل آلودگي هواي کرة زمين مي‌باشد و پس از آن حتي با ايجاد محدوديت‌ها و ممنوعيت‌ها در انتشار گاز کربن و حتي راه کارهاي تنبيهي و کيفري که به طور اجتناب ناپذير به اجرا در مي‌آيند، روند گرم شدن کرة زمين ادامه خواهد يافت. سازمان ملل اعلام کرد، براي به تأخير انداختن ذوب يخچال‌هاي قطبي، تا سال 2015، کاهش 30 تا 60 درصدي انتشار گاز کربن ناشي از سوخت‌هاي فسيلي ضروري مي‌باشد. زيرا افزايش ميزان کربن جو از 445 واحد به 450 واحد در ميليون، باعث ذوب کامل يخچال‌هاي قطبي "گرينلند" و قطب شمال خواهد شد و بسياري از جزاير و مناطق کرانة شرقي آمريکا را که پايين تر از سطح دريا قرار دارند به زير آب خواهد برد. وقوع اين حادثه به منزلة نابودي و انقراض 50 تا 90 % تمامي گونه‌هاي زنده مي‌باشد. پديده‌اي که به گفتة جيم‌هانسن- رئيس سابق ادارة ملي هوانوردي و دريانوردي – تأثيري برابر با دورة آغاز عصر يخبندان بر کرة زمين خواهد داشت.


 

از سال 1990 تا 2004، ميزان انتشار گاز کربن در جهان، سالانه 7/1 % افزايش يافته است. به علاوه، ميزان واحد کربن جو در هر ميليون –گازهايي که از جو خارج نمي‌شوند- در هر سال 5/0 % افزايش داشته است. در سال 2005 ميزان کربن محبوس شده در جو زمين 1/379 واحد در ميليون بوده است. اگر همان طور که در چشم انداز سالانة انرژي در سال 2007 آمده، ميزان انتشار گاز کربن تا سال 2030 با 7/1% افزايش در سال و 5/%0 افزايش در گازهاي محبوس شده در جو ادامه يابد، تا سال 2040 تمامي يخچال‌هاي قطبي گرينلند و قطب شمال ذوب خواهد شد. هرچند آمار افزايش 5/0 درصدي گازهاي گلخانه-اي جو زمين چندان قابل اعتماد نمي‌باشد. اگرچه ميزان افزايش گازهاي گلخانه‌اي جو زمين مستقل از عوامل انساني است اما به هر حال، عوامل انساني در تشديد روند آن مي‌تواند مؤثر باشد.


 

در سال 2005، دانشمندان به اين واقعيت تلخ پي بردند که زمين در برابر افزايش گازهاي گلخانه‌اي جو زمين واکنش‌هاي بيروني انجام مي‌دهد که مهم ترين آنها ذوب لايه‌هاي زيرين يخ در اعماق زمين مي‌باشد که خود باعث آزاد شدن کربن موجود در يخ‌ها و گرم شدن اقيانوس‌ها مي‌شود و مرگ پلانکتون‌ها را که در جذب دي اکسيد کربن نقش دارند، در پي خواهد داشت. همچنين ذوب لايه‌هاي زيرين يخ منجر به افزايش دما مي‌شود، زيرا ميزان گرمايي که به جو زمين بازتابيده مي‌شود کاهش يافته و در نتيجه به افزايش دماي اقيانوس‌ها و تسريع در مرگ پلانکتون‌ها مي‌انجامد.


 

دانشمندان محيط زيست متفقّ القول بر اين باورند که تا سال 2015 افزايش عوامل بيروني و تأثير آن به حدي خواهد بود که حتي در صورت کاهش شديد خروجي گازهاي گلخانه‌اي، آزاد شدن گازهاي موجود در منابع ثانويه، باعث افزايش مهار نشدني گازهاي گلخانه‌اي جو و گرماي کرة زمين مي‌شود. اما نقش عوامل انساني در اين بين چيست؟ اگر افزايش 5/0 درصدي در گازهاي گلخانه‌اي جو زمين به 75/0 % افزايش يابد –که در آيندة نزديک محتمل خواهد بود- ذوب يخ‌هاي قطبي، پيش از سال 2040 اتفاق خواهد افتاد.


 

در صورتي که تقاضاي برق در آمريکا و چين به همين ميزان باقي بماند، تنها افزايش 1 درصدي در گازهاي گلخانه اي، باعث ذوب يخچال‌هاي قطبي پيش از سال 2015 خواهد شد و درآن هيچ ترديدي وجود ندارد. بسياري از دانشمندان بر اين باورند، همين امروز هم براي متوقف کردن روند گرم شدن کرة زمين بسيار دير است.



نوشته شده در تاريخ چهارشنبه هشتم مهر 1388 توسط اسفندیاری



روش هاي طبيعي در برخورد

 با مشكلات كشاورزي


همكاري اردك ها در كشت

 برنج

علف هاي هرز در طول فصل زراعي رقيب محصولات كشاورزي بويژه برنج هستند و كشاورزان براي كنترل آنها از سموم علفكش استفاده مي كنند. كشت توام برنج با اردك، روش مناسبي براي كنترل علف هاي هرز در شاليزارهاست كه در قالب پروژه هاي مشاركتي با كشاورزان به كار گرفته مي شود.
براي اجراي كشت توام لازم است تا مزرعه به ارتفاع 60 سانتي متر توسط توري محصور شود. مي توان از تورهاي ماهيگيري غيرقابل استفاده براي اين شيوه استفاده كرد. آشيانه اي براي جوجه اردك ها در حاشيه مزرعه در نظر گرفته مي شود تا شب را در آنجا سپري كنند.

جوجه اردك هاي 2 تا 3 هفته اي را براي فعاليت مي توان خريداري يا توليد كرد. زمان رهاسازي جوجه اردك ها 2 تا 3 هفته پس از نشاء برنج در زمين اصلي است. تعداد جوجه اردك بستگي به ميزان علف هاي هرز مزرعه دارند. بين 200 تا 400 قطعه جوجه اردك براي هر هكتار در نظر گرفته مي شود. جوجه اردك ها تقريبا از تمام گياهان موجود در مزرعه به استثناي شالي تغذيه مي كنند.

علاوه بر گياهان موجود در مزرعه، اردك ها از حشرات موجود در مزرعه نيز تغذيه مي كنند و در كاهش جمعيت آفاتي مانند كرم ساقه خوار و برگ خوار برنج موثر هستند.

اردك ها همچنين با فرو كردن نوك خود در داخل گل و لاي شاليزار موجب تهويه خاك مي شوند و گياه برنج براي بقاء ريشه خود را افزايش مي دهد. اين افزايش ريشه به جذب بهتر و بيشتر موادغذايي كمك مي كند كه نتيجه آن بهبود سلامت گياه و عملكرد بيشتر برنج خواهد بود. فضولات اردك در شاليزار به حاصلخيزي خاك كمك مي كند و نياز به كودهاي شيميايي كاهش مي يابد.

جوجه اردك ها از هفته دوم يا سوم پس از نشاء تا زمان خوشه دهي برنج در مزرعه فعاليت دارند و در زمان خوشه دهي براي جلوگيري از تغذيه خوشه ها، خارج مي شوند. هر كشاورز با توجه به ويژگي هاي مزرعه خود، طراحي كشت توام را مي تواند انجام دهد. كشاورزان يك منطقه مي توانند براي اجراي كشت توام با يكديگر مشاركت كنند و به صورت يكجا انجام دهند تا در هزينه ها صرفه جويي شود. در طول مدت فعاليت جوجه اردك ها در شاليزار حدود يك كيلو به وزن آنها اضافه مي شود كه با احتساب تعداد آنها در هر هكتار مي تواند براي كشاورز درآمد داشته باشد. اين شيوه بخصوص براي زمين هايي كه به طور طبيعي توسط ديوار منازل و يا زمين هاي مجاور محصور شده اند، بسيار موثر و به طراحي كمك خواهد كرد.

در زمان خوشه دهي و اقدام براي خارج كردن اردك ها از مزرعه، بسته به تصميم كشاورز مي تواند آنها را بفروشد و يا پرورش آنها را ادامه دهد. در برخي موارد وجين دستي مي تواند مكمل خوبي براي كشت توام باشد.

سرخس آزولا يك گياه آبزي است كه در دهه 1360 از فيليپين و هند وارد كشور شده و در شاليزارهاي شمال كشور رها شد.

اين سرخس آزولا كه در زبان محلي به آن «اوتي تي» گفته مي شود در مراحل اوليه كشت براي كشاورزان مشكلاتي را به وجود مي آورد و از نظر محيط زيست به خفگي تالاب ها منجر شده و مانع از رسيدن آفتاب و هوا به درون آب مي شود كه اثرات مخربي در زندگي آبزيان دارد.

مهم ترين مشكل اين گياه آبزي در اين است كه دانش استفاده از آن همواره با آن وارد كشور نشد. فعاليت هاي انجام شده در پروژه ها، نشان داد كه اين گياه مي تواند منبع خوبي براي حاصلخيزي خاك شاليزارها باشد و جايگزين بخشي از كودهاي ازته شود. بنابراين در برنامه هاي هفتگي كشاورزان راه هاي استفاده از سرخس مورد بررسي قرار گرفت و آزمايش هايي براي مديريت آن به كار گرفته شد.

در بررسي هاي كشاورزان مشخص شد كه در كشت توام برنج با اردك، كه با هدف كنترل علف هاي هرز انجام شده است، هيچ گونه اثري از سرخس آزولا باقي نمانده است.

بنابراين موثرترين راه براي كنترل اين گياه كشت توام برنج با اردك است. علاوه بر آن زندگي اين گياه به آب بستگي دارد و مي توان با مديريت آبياري براي مدتي كوتاه زمين را خشك كرد كه اين عمل به كنترل سرخس كمك خواهد كرد.

همچنين براساس مستندات پروژه بين المللي توسعه مناطق تالابي، از سرخس آزولا همچنين مي توان براي ادامه پرورش اردك ها پس از خوشه دهي محصول استفاده كرد. اين سرخس را مي توان همراه با سبوس برنج به عنوان غذاي اردك مورد استفاده قرار داد. بنابراين جمع آوري سرخس به شيوه مكانيكي مي تواند راه حل ديگري براي كنترل اين گياه آبزي تلقي شود. ولي راه حل ديگري كه مي تواند علاوه بر حاصلخيزي خاك به ايجاد اشتغال و درآمد كشاورزان كمك كند، توليد كود كمپوست از اين گياه است.

- تهيه كود از سرخس آزولا
از سرخس آزولا مي توان كود گياهي توليد كرد. اين كود مي تواند جايگزين خوبي براي كودهاي شيميايي باشد و يا مي توان آن را به فروش رسانيد. براي تهيه كود كمپوست از سرخس آزولا، گودالي در حاشيه مزرعه به ابعاد 3 متر طول، يك متر عرض و 5/1 متر ارتفاع حفر مي شود. بسته به وسعت مزرعه و ميزان سرخس ممكن است ابعاد گودال متفاوت يا بيشتر از يك گودال حفر شود.سرخس آزولا در نهر هاي آب و هم در مزارع رشد مي كند و مي توان براي تهيه كمپوست از هر دو منبع استفاده كرد. براي جمع آوري آزولا از نهرها بهتر است عرض نهر را در نزديكي گودال حفر شده با توري مناسب كه سرخس از آن خارج نشود، مسدود كرد. سپس سرخس را از قسمت هاي بالايي نهر به سمت توري هدايت و جمع آوري كرد. براي ريختن سرخس در گودال بهتر است به مدت 24 ساعت سرخس جمع آوري شده در حاشيه گودال، نگهداري تا رطوبت اضافي آن خارج شود.يك لايه به قطر 20 سانتي متر سرخس و يك لايه كلش در گودال ريخته و اين عمل تا 20 انتي متري از سطح زمين ادامه مي يابد تا گودال پر شود.

روي گودال را با خاك پوشانيده و براي مدت 4 ماه به همين صورت نگهداري مي شود. كمپوست حاصل را مي توان در قطعه اي از مزرعه به صورت آزمايشي به كار برد و سپس با شيوه رايج كشاورز، از نظر شادابي و عملكرد محصول مقايسه كرد.افزايش مواد آلي خاك از اين طريق موجب رشد موجودات ريزي مي شود كه غذاي بسياري از جانداران مفيد در آب و خاك است. اين شيوه حاصلخيزي خاك را براي توليد محصول بهتر فراهم مي كند.بررسي ها نشان مي دهد، برنامه ريزي مناسب و مشاركت تمام ذي نفعان براي اجراي مديريت پايدار كشت بوم اهميت دارد ومي تواند الگوهاي مناسبي براي خروج از مشكلات فعلي به همراه داشته باشد.


 

همكاري  اردك ها  در  كشت  برنج  - روش هاي طبيعي در برخورد با مشكلات كشاورزي



نوشته شده در تاريخ شنبه چهارم مهر 1388 توسط اسفندیاری



به گزارش خبرنگار ايانا به نقل از روابط عمومي سازمان جهاد كشاورزي فارس، مهندس عوض عليزاده مقدم رييس هيات مديره و مدير عامل شركت مادر تخصصي صندوق حمايت از توسعه كشاورزي در جلسه صندوق توسعه كشاورزي استان فارس، سياست ها و اهداف شركت هاي خدمات كشاورزي را تشريح كرد.

وي با اشاره به اهداف قانون برنامه چهارم در اجراي اصل 44 قانون اساسي و همچنين تبصره 15 قانون بودجه سال 86 مبني بر لزوم تامين و توزيع نهادهاي كشاورزي توسط بخش غيردولتي گفت: با توجه به نبود زيرساخت هاي توسعه بخش كشاورزي تلاش براي كاهش تصدي گري دولتي و ارتقا و رشد نرخ سرمايه گذاري، شركت مادر تخصصي صندوق حمايت از توسعه سرمايه گذاري در بخش كشاورزي مدلي را پيشنهاد كرده كه يكي از مراحل اجراي آن تاسيس شركت خدمات كشاورزي غيردولتي است.

عليزاده مقدم عنوان كرد: شركت هاي خدمات كشاورزي تمام خدمات اجرايي بخش كشاورزي را از مراحل قبل از توليد، حين توليد و پس از توليد سامان دهي و در حوزه بازاريابي و بازار رساني محصولات كشاورزي و تامين و توزيع نيازهاي بخش كشاورزي فعاليت مي كنند.

وي اظهار داشت: به اين ترتيب توليدكنندگان مي توانند در حين توليد و پس از توليد محصولات كشاورزي محصول خود را با شرايط مناسب به بازار مصرف عرضه كنند و در نتيجه منافع توليدكنندگان و مصرف كنندگان تامين مي شود.

همچنين مهندس غلامرضا مقصودي مدير عامل شركت صندوق حمايت از توسعه كشاورزي فارس به ارائه عملكرد شركت صندوق پرداخت و گفت: صندوق حمايت از توسعه بخش كشاورزي استان فارس با مشاركت توليدكنندگان و دولت براي سرمايه گذاري در بخش كشاورزي تشكيل شده و با اعمال مديريت صحيح و اصولي از يك طرف زمينه جذب منابع و نقدينگي را در بخش كشاورزي استان از سوي ديگر امكان دسترسي به اعتبارات كافي براي سهامداران به شيوه هاي آسان در مدت زمان مناسب را فراهم كرده است.

شايان ذكر است اين صندوق در تاريخ 9 خرداد 84 به ثبت رسيده و با حضور 244 تشكل بخش كشاورزي به عنوان سهامدار و با سرمايه اوليه 23 ميليارد و 799 ميليون و 880 هزار ريال تاسيس شده كه با همكاري و مساعدت سازمان جهاد كشاورزي فارس سرمايه خود را بعد از گذشت 18 ماه به 76 ميليارد و 124 ميليون و 960 هزار ريال افزايش داده است
-----------------------------------------------------------------------



ادامه مطلب


نوشته شده در تاريخ شنبه چهارم مهر 1388 توسط اسفندیاری






نوشته شده در تاريخ جمعه سوم مهر 1388 توسط اسفندیاری



خشکسالی، علل و پیامدها

خشکسالی یک پدیده طبیعی و تکرار شونده اقلیمی است . وقوع این پدیده در تمام نقاط جهام محتمل است .

خشکسالی یک پدیده طبیعی و تکرار شونده اقلیمی است . وقوع این پدیده در تمام نقاط جهام محتمل است . هر چند که ویژگیهای ان از نقطه ای به نقطه دیگر کاملا متغیر و متمایز است . لذا ارائه یک تعریف واحد برای خشکسالی بسیار مشکل میباشد چرا که بسته به تفاوتهای اقلیمی، نیازها و نظامهای موجود و راهبردهای اتخاذ شده در نقاط مختلف میتوان تعاریف متفاوتی از پدیده خشکسالی ارائه نمود. تعاریف مختلفی در خصوص خشکسالی ارائه شده است به عنوان مثال خشکسالی در کشور لیبی هنگامی است که میزان بارندگی سالیانه کمتر از 180 میلیمتر باشد در حالیکه فرضا در سوئیس خشکسالی به دوره ای اطلاق میگردد که فقط شش روز باران نبارد. ذر این تعریف آنچه که ملاک عمل میباشد ویژگیهای اقلیمی هر منطقه است که عامل تعیین کننده در تعریف خشکسالی است . همجنین میتوان بر اساس نیازهای موجود در یک منطقه نیز خشکسالی را تعریف کرد بعنوان مثال در کشتهای مختلف دیم میزان آب مورد نیاز هر محصول متفاوت از دیگری است و لذا عدم وقوع بارش در دوره یک ماهه ممکن است برای کشت شالی بمعنای خشکسالی باشد اما برای کشت جو این تعریف صدق نکند. اما بطور کلی خشکسالی به عدم وجود بارش کافی در طی یک دوره زمانی اطلاق میکردد و باعث ایجاد کمبود آب برای برخی فعالیتها ، برخی گروههاو یا بخشهای زیست مخیطی میگردد. در هر حال و با هر رویکرد و هر تعریفی که از خشکسالی ارائه گردد این مطلب که پدیده خشکسالی منحصرا یک پدیده فیزیکی و اقلیمی است کاملا غیر واقعی و غیر علمی است .



ادامه مطلب


نوشته شده در تاريخ جمعه سوم مهر 1388 توسط اسفندیاری


درباره وبلاگ
آرشيو مطالب
آخرين مطالب
نويسندگان
پيوندهاي روزانه
 
Blog Skin